قادر حيدرى فسايى
12
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
با حفظ اين نكته ، طلب در تشريعيات مثل اراده در تكوينيات است ( تنها تفاوتى كه بين اين دو وجود دارد اين است كه اولى به فعل غير و دومى به فعل خود مريد تعلق گرفته است ) طلب عوض و بدل اراده در تكوينيات است . پس طلب نمىتواند زمانا منفك از متعلّق طلب باشد به اين صورت كه طلب به امر استقبالى تعلق بگيرد و حال آنكه در واجب معلق انفكاك صورت گرفته است به اين معنا كه طلب ، حالى و متعلّق طلب ، استقبالى است . « 1 » جواب اول مصنف از اشكال محقق نهاوندى : « 2 » متعلّق اراده در اراده تكوينيه بالضرورة دو صورت دارد : 1 ) گاهى امر حالى است . در اين صورت ، اراده عضلات را بالفعل به سمت مراد به حركت درمىآورد . در اينجاست كه اراده از مراد و متعلّق اراده زمانا منفك نيست . 2 ) گاهى امر متأخر استقبالى است . اين صورت دو حالت دارد : الف ) گاهى امر متأخّر استقبالى داراى مقدمات است . « 3 » در اين حالت ، اراده عضلات را بالفعل به سمت مقدمات مراد به حركت درمىآورد ( و اگر انسان مشقت تحصيل مقدمات را تحمل مىكند به علت اين است كه اراده امر متأخر استقبالى دارد ) . در اينجاست كه اراده از مراد و متعلّق اراده زمانا منفك است . ب ) گاهى امر متأخّر استقبالى داراى مقدمات نيست غير از آمدن زمان آن . در اين حالت ، اراده موجب تحريك فعلى عضلات نيست و اگر كلمه محرك در تعريف اراده ( الشّوق المؤكّد المحرّك للعضلات نحو المراد ) اخذ شده ، براى اشاره به مطلبى است كه خواهد آمد . در اينجا نيز اراده از مراد و متعلّق اراده زمانا منفك است . نتيجه : با اين بيان روشن شد كه منعى از تعلق اراده به امر متأخر نيست . « 4 »
--> ( 1 ) - ر ك : نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 305 . ( 2 ) - مصنف در اين جواب نظر به مقيس عليه ( اراده در تكوينيات ) دارد . ( 3 ) - كما اذا تعلّقت ارادته بالمسافرة فى الصّيف نحو بلاد الشّام مثلا فيصير فعلا بصدد مقدمات المسافرة . ر ك : عناية الاصول ، ج 1 ، ص 322 . ( 4 ) - ر ك : اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 136 .